خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 مهر ماه سال 1384
طعم گس عاشقی



بودن و یا نبودنم , چه فرق می کند تورا؟
که گر نبود , بودنم , به لب بیایدت : چرا ؟
چشم من است و چشم تو , به من نگه نمی کنی
دگر زمان خویش را , به من تبه , نمی کنی ,
باشم اگر , که بوده ام , نباشمم , نبوده ام
دگر نه شکل آتشم , نه من شبیه دوده ام
لگد کنی مرا اگر , رواست با ندیدنت
شبیه خط خطی شدم , درون خط کشیدنت
ز یاد من نمی رود که لحظه های عاشقی
و حال , من غریقم و ... تو تک سوار قایقی
گذشته ها گذشت و من , گذشته ام برای تو
چه زود تلخ می شود به کام ؛ طعم عاشقی
گمشده در دروغ ها دفتر خاطرات من
دفتر خاطرات نه , تمامی حیات من
شبیه بغض بسته ام , میان های و هوی ها
مرا شکن شکن ببین , درون آب جوی ها
مرا کنار می زنی , به زیر لب که : هان برو ,
کجا روم که پشت سر سیاه و چاله ای جلو !
تو بی خیال و بی خبر ز حالت خراب من
سلام می کنم ولی , نمی دهی جواب من
بودن و یا نبودنم , چه فرق می کند تو را ؟
که گر نبود , بودنم , به لب بیادت : چرا ؟


سروده آلبالو


سه شنبه 26 مهر ماه سال 1384
!.. Hi sinoritaa

  ـ سلام
...
حتی نگاهم هم نمی کند ..
چه رسد به جواب

او راهش را می گیرد و می رود ..
چون همیشه ..
... 
من 
 می نشینم به انتظار جوابش
و تا ابد ..


فریاد خاموش

شنبه 23 مهر ماه سال 1384
مال تو



هر کجا هستم ؛ باشم
آسمان مال توست .



نوشته آلبالو ... تحریف شده از روی دست سهراب

پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1384
یا حق

 نوشتن از تو٬ همیشه برایم دشوار بوده است!

زیرا نه خوبیهایت٬ نه زیباییهایت٬ نه تبسم ناب خداوندیت و نه...
....
هیچ یک در وسعت واژه نمی گنجند!

نوشته یک تازه وارد


یکشنبه 17 مهر ماه سال 1384
... cup of life

می گویم :
دوستت دارم ..

عینک ته استکانی مسخره اش را جابجا می کند و با
چشمان وزغ مانندش توی چشمانم زل می زند ..
...
دستانم را عاشقانه می فشارد ..



فریاد خاموش


سه شنبه 12 مهر ماه سال 1384
هیچ کس



همش میگی:
- (( هیچکس نیست ... ))
....
چشاتو باز کن  
اینهمه (( هیچ کس )) دور و برته
دیگه چه مرگته ؟

آلبالو
جمعه 8 مهر ماه سال 1384
.. again plz

دوباره نگاهت می کنم ..
تو همچنان می گریی
و من همچنان نگاهت می کنم ..
ایستاده ام و نگاهت می کنم ..
بی تفاوت..
سرد مثل سنگ ..
..
نمی دانم چرا به یاد آن روز می افتم ..
من می گریستم به پایت
و تو
می خندیدی ..
..
دوباره نگاهت می کنم ..
ناخود آگاه زهرخندی به روی لبانم می نشیند ..



فریاد خاموش


*
خوشحالم که چیزی نزدیک به دو سال از همکاری من و آلبالو می گذرد و اینکه دوباره فرصت
نوشتن در اینجا را یافتم
*



   1      2    >>