این چند نفر



موزیک لایت ..
و این پیچ و تاب اندامت که عجیب دریای مدیترانه را
به یادم می آورد  ...



فریاد خاموش
نوشته شده در یکشنبه 29 آذر ماه سال 1383ساعت 08:38 AM توسط آلبالو|


مهم این نیست که بهش بگی دوستت دارم ...
یا براش بنویسی دوستت دارم .
همین که عشقت رو بهش ابراز کنی کافیه .

فقط همین....


نرگس...
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر ماه سال 1383ساعت 12:00 PM توسط آلبالو نظرات (8)|


به اون نگو: - دوستت دارم
براش بنویس ( دوستت دارم)
آخه می دونی
آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن
ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست .
گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره
ولی تو بنویس ..
تو ...
بنویس .


آلبالو

نوشته شده در شنبه 21 آذر ماه سال 1383ساعت 01:11 AM توسط آلبالو نظرات (12)|

همانطور که تند و تند لباسهایش را می پوشد تا زودتر برود می گوید که
شوهر دارد و دختری یکساله ...



فریاد خاموش
نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر ماه سال 1383ساعت 10:58 AM توسط آلبالو|



هرگز هیچ حسرتی در دنیا
اینچنین یکجا جمع نمی شود
که در این سه واژه کوتاه
او دوستم ندارد....


نرگس..

نوشته شده در یکشنبه 15 آذر ماه سال 1383ساعت 5:51 PM توسط آلبالو نظرات (13)|


    


کاری از آلبالو

نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر ماه سال 1383ساعت 04:24 AM توسط آلبالو نظرات (8)|

روزهای بی شماری را در انتظار آمدنت بسر بردم ..

شبی هم تو در حسرت کام گرفتن از من بسر ببر ...



فریاد خاموش
نوشته شده در یکشنبه 8 آذر ماه سال 1383ساعت 07:56 AM توسط آلبالو|

این روزها سعی می کنم یاد بگیرم چگونه می توانم همه را دوست داشته باشم ,
همه را , زشت و زیبا و مورچه و دیوار را
همه را دوست داشته باشم و ... و دلبسته به هیچکس نباشم
دلبسته بودن , شبیه طنابی در گردن داشتن است
باید مواظب باشی و گرنه
یا خودت از دست می روی یا طناب بیچاره پاره می شود ,
اگر خودت از دست بروی , دو حالت دارد
یا طناب برای همیشه نعش خاطرات تو را , آویزان بر خودش حفظ می کند
و یا از گردن بی جان تو بر گردن تازه نفسی دیگر می افتد
و اگر طناب پاره شود , یا تو در چاله های تاریک سردرگمی سقوط می کنی
و یا دنبال طنابی دیگر برای آویزان کردن خودت می گردی ,
رسم زندگی همین است ... و رسم عاشقی .



به قلم آلبالو
نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر ماه سال 1383ساعت 01:03 AM توسط آلبالو نظرات (5)|

تازه بعد از ازدواج بود که ..
که دقیقا معنی این حرف رو فهمیدم ..
تازه فهمیدم که دارم با گرونترین فاحشه دنیا همخوابه میشم ...


فریاد خاموش
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر ماه سال 1383ساعت 07:46 AM توسط آلبالو|