خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 تیر ماه سال 1383
روبرو ؛ پشت سر




ایستادی روبروم ,
روبرو
گفتی : خداحافظ,
هیچی نگفتم ,
گفتی : می دونی که ... باید برم
هیچی نگفتم
گفتی : متاسفم .. ولی .. می دونی که ...
هیچی نگفتم
گفتی : مواظب خودت باش
هه .. هیچی نگفتم
دست تکون دادی و پشتتو کردی به منو رفتی
رفتی ...
رفتی ....
اونقدر ازم دور شدی و رفتی که دیگه ندیدمت
رفتی .....
رفتی ..
.
ساعت ها ایستادم
تنها
و روزها و ... ماه ها و سالها
تنها
و تو هنوز می رفتی
.
ایستاده بودم هنوز
صدایت آمد از پشت سر,
پشت سر
گفتی : سلام...
هیچی نگفتم,
گفتی : من برگشتم .. آخه .. می دونی که
هیچی نگفتم
هیچی نگفتم
صدایی در درونم می گفت:
زمین گرد است
زمین ... گرد است


آلبالو 


شنبه 27 تیر ماه سال 1383
اگه خوب ببینی ...




-
عزیزم تولدت مبارک...
- اوه ممنونم که به فکرم بودی اما ...
- اما چی؟
- اما توی این جعبه خوشگل که خالیه!!
- نه عزیزم توی این جعبه به ظاهر خالی نزدیک به هزار تا بوسه گذاشتم
تا هر وقت دلتنگم شدی یکی ازاون بوسه ها رو مصرف کنی...



نوشته نرگس...

 


چهارشنبه 24 تیر ماه سال 1383
آدما چی میگن ؟




یه روز بعد از ظهر که دخترم نشسته بود روی پام و با چشای درشت و پر از سئوالش به من نگاه می کرد حس بابا بودنم گل کرد و در حالیکه آروم دست نوازش به سرش می کشیدم از پرسیدم :
- دخملم ... اگه گفتی کلاغا چی می گن ؟
لبخند دلربایی زد و با همون لحن بابا کشش گفت :
- خب مه لومه .. می گن غاااا ر غاااا ر
- آفرین , خب , حالا بگو ببینم پیشی ها چی می گن ؟
- میو .. میو
- آفرین دخترم ... شنگول و منگول چی می گن ؟
- می گن ... اممم .. می گن ... بعععععع بععععع
- آ .. قربونت بشم من .. خب .. بگو آقا خروسه چی میگه ؟
- میگه ... قولی قو قو .. قو قو لی قو قو
- واااااای .. چقده تو همشو بلدی که ... بذار ببینم .. می دونی گونجیشکا چی می گن ؟
- می دونم که .. می گن جیک جیک ..
خواستم یه سئوال دیگه هم بپرسم که یهو کنجکاوانه پرسید :
- بابا جون ...
- بله دختر گلم ؟
- بابا جون .. می شه بگین .. اممم ... آدما چی .. می ..گن ؟
امان از دست این بچه ها
برای چند لحظه ساکت موندم و تمرکز کردم
- راستش آدما ... آدما هر دفه یه چیزی میگن ... مثلا یه دفه می گن دوستت دارم , یه دفه می گن دوستت ندارم , یه دفه می گن تو رو می خوام , یه دفه می گن تو رو نمی خوام , یه دفه میگن پیشم بمون , یه دفه می گن از پیشم برو , یه دفه می گن ...
به چشاش نگاه کردم , گیج شده بود و اخماشو کشیده بود توی هم
با همون لحن کوچولو و دوست داشتنی خودش سرشو خم کرد و گفت :
- اااا .. بابایی... من که ..من که .. نمی تونم این همه .. رو یاد بگیرم که ..
در حالیکه محکم توی بغلم فشارش می دادم گفتم :
- آره بابایی .. تو هیچوقت اینا رو یاد نگیر ... هیچوقت اینا رو یاد نگیر .



مش نیوز که نگرانه دخترش یه روز یاد بگیره آدما چی میگن .


سه شنبه 23 تیر ماه سال 1383
..take it easy



ببین عزیزم ..
من واقعا نمی فهمم .. تو یه دفعه چت شده ..
چرا اینجوری شدی ..  قهر واسه چی آخه ..
نکنه از اینکه دیشب یهو اومدی داخل اتاق و منو
تو بغل اون زنک دیدی ناراحت شدی ..
آره ..؟
ببین ..
بیخودی سخت می گیری عزیزم ..


فریاد خاموش
یکشنبه 21 تیر ماه سال 1383
فقت طو ؟




یک به اضافه یک می شود دو
من به اضافه تو می شویم تو
دو منهای یک می شود یک
تو منهای من می شود تو
به خاطر همین است که فکر می کنم موجودیت من در همان دایره کوچک زیر علامت سئوال خلاصه می شود
و تو چه بدون من چه با من همیشه تو می مانی ....


آلبالو...  + من + تو = تو


شنبه 20 تیر ماه سال 1383
عشق حقیقی ..
 


ـ  ببین ..من واقعا گیج شدم .. می خوام بدونم تو  ..
تو دوست داشتنو در چی می بینی ..

ـ  ... خب .. خب در اینکه وقتی من واون زن موبور تا صبح
روی تخت تو در هم می غلتیم تو از شدت دوست داشتن من حتی
صدات هم در نیاد ..
ممنونم که منو درک می کنی ..


فریاد خاموش
دوشنبه 15 تیر ماه سال 1383
تو دلی



- آهای ببینم ؛ معلوم هست کجایی؟
- خب معلومه ؛ توی دلت .
- آها ... فهمیدم ؛ به همین خاطره که چند وقتیه اصلا نمی بینمت .



آلبالو 

   1      2    >>