جومونگ ۵ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای




خیلی وقته منتظر این لحظه بودم ..

به چشماش که پر از اشکه نگاهی می اندازم ..
  و صداش که یه بار دیگه توی گوشم می پیچه ..

  ـ خواهش می کنم .. ترو خدا .. نرو .. من بدون تو ....
از شنیدن جمله آخر خنده ام می گیره ..

خیلی وقته منتظر این لحظه بودم ..

تو
می گریی ..
و من
مغرورانه لبخند می زنم ..
و می شنوی صدای رفتنم را که تا ابد در گوشهایت طنین انداز خواهد شد ..
آری ..
تا ابد ..


فریاد خاموش

نوشته شده در   پنجشنبه 28 خرداد ماه سال 1383   توسط  آلبالو   |  14 نظر